ميرزا خانلرخان

40

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

و خيابانها ، بقدرى چراغ‌گاز روشن است كه چشم خيره مىشود . و وسط باغ عمارتى به وضع كلاه‌فرنگى ساخته شده است ، ولى مزين به انواع زينت . درون و بيرونش از بنيان تا سقف مملو است از چراغهاى به تركيب مختلف و بلورهاى به الوان مختلف . در آن عمارت جمعى كثير از اهل طرب نشسته ، بقانون موسيقى به اشاره و ايماى يكنفر معلم كه پيش روى همه نشسته است ، ساز و موزيكال مىزنند . اطراف اين عمارت را فضاى وسيع احاطه كرده كه از تخته مفروش است و هنگام ساز قريب هزار نفر يا متجاوز ، زن و مرد مىرقصند ، با كمال نظم . هرزنى دستى در گردن جوانى حمايل كرده به معاونت او متمايل است و هرمردى پرىپيكرى را در آغوش كشيده با ضرب اصول پاىكوبان و چرخ‌زنان است و در اطراف اين فضا نيز صندليها و تختها گذاشته ، تماشائيان نشسته هركسى سيمين‌بدنى را در كنار گرفته ، و از هردرى راز مىگويد و گاهى از هرقسم شرابى كه بخواهد در برابر او حاضر مىشود ، ترطيت « 1 » دماغ كرده و عند التقاضا لعل مىآلود جليس انيس را مىبوسد . نه از كسى پرهيزى نه كسى را از كسى گريزى است . زيرا كه در آن دار السرور دست تعرض از دامن هركس دور است . بالجمله از اول شب تا نصف شب ، اين بساط گسترده بود و البته سه هزار مرد و زن در آن باغ بگردش و صحبت و تغنى « 2 » و تجرع « 3 » و رقص و سماع و مطايبه و معاشقه و مغازله و معاهده و مواعده و مساحقه « 4 » و معانقه و ملامسه مشغولند . عجب اينست كه در مجمع كذايى و آزادى چنانى ، از احدى صدائى كه بوى نفاق و شتاق « 5 » داشته باشد ، بلند نمىشود ، و هيچكس صدا به صحبت بلند نمىكند تا به نزاع و خشونت چه رسد . بالجمله دوازده روز در پاريس توقف نموده سياحت وضع و طرز آنجا را بقدرى كه ميسر شد كرديم كه تفصيل آن از حيز تحرير خارج است .

--> ( 1 ) - تر و تازه ( 2 ) - آوازخوانى ( 3 ) - جرعه‌نوشى ( 4 ) - كف‌زدن ( 5 ) - مخالفت و دشمنى